به گزارش صبح 88 در نقده ، دکتر مسعود پزشکیان ضمن عرض ادب و احترام به روح پاک امام شهیدان و سلام به شما برادران و خواهران.طي سخناني اظهار داشت :
در ابتدای مطالبی که من می خواهم خدمت شما عرض کنم، شعری از اقبال لاهوری برایتان می خوانم. در ضمن چند مطلبی را از امام علی (ع) خدمت شما عرض می کنم برای اینکه بدانید ما که این همه مدعی عدالت و اعتقاد به مولا هستیم، آنگونه که ادعا می کنیم هستیم یا نه؟ اگر اینگونه نیست پس ما کی هستیم؟!
مانند صبا خیزو خزیدن دگر آموز
دامان گل و غنچه کشیدن دگر آموز
اندر دلک غنچه خزیدن دگر آموز
موئینه به بر کردی و بی ذوق تپیدی
آنگونه تپیدی که به جایی نرسیدی
در انجمن شوق تپیدن دگر آموز
دم چیست؟ پیام است شنیدی، نشنیدی
در خاک تو یک جلوه ی عام است ندیدی
دیدن دگر آموز و شنیدن دگر آموز
جام جم و دارا سر راهی نفروشند
این کوه گرانست به کاهی نفروشند
با خون دل خویش خریدن دگر آموز
ما چشم عقاب و دل شهباز نداریم
چون مرغ سرا لذت پرواز نداریم
ای مرغ سرا خیز و پریدن دگر آموز
در رابطه با این روندی که ما داریم طی می کنیم، خدمت شما عرض کنم حضرت علی (ع) به مالک اشتر دستوری می دهد: «ای مالک مردم و خدا در یک طرف و تو و اقوام و خویشانت در طرف دیگر بدان؛ بین این دو گروه قائل به انصاف باش، اگر منصف نباشی قطعاً ظالم بوده و ظلم خواهی کرد و هر کس به بندگان خدا ظلم کند خدا با او دشمن خواهد بود و تا بینی آن شخص را به خاک نمالد دست از او برنخواهد داشت». شما به جامعه فعلی نگاه کنید، اگر من با فلانی آشنا باشم، برای من پست و مقام در نظر گرفته می شود؟ (صدای حضار ... آری) حتماً آری! ولی اگر آشنا نباشم چی؟ (صدای حضار ... نخیر) قطعاً نه! چرا باید اینگونه باشیم؟ مگر دین و شریعت و قانون چنین گفته است؟ چه کسی گفته که باید چنین باشیم؟ مگر در این مملکت و جامعه، عدالت وجود ندارد؟! چرا در فلان جاها اتوبان و جاده می سازند و زمانی که نوبت به اینجا می رسد، هیچ؟ معلوم است! آیا کسی که در اینجا و اینگونه مناطق محروم مشغول تحصیل است آیا می توانیم بگوییم که بهره مندی او از امکانات و عدالت به میزان همان کسی است که در تهران مشغول تحصیل است؟ آیا معلم و کلاس و درس آنها شبیه هم است؟! (صدای تشویق حضار) حضرت علی در همان نامه به مالک می فرماید: ای مالک قلبت را نسبت به رعیت با رحم و مروت پر کن، محبت خود را نسبت به آنها زیاد کن و به آنها لطف کن، به مسائل و مشکلات آنها مانند یک قلدر نگاه نکن، بدان که آنها دو دسته اند؛ یا با تو برادر دینی هستند یا در خلقت با تو مشترک هستند، وظیفه تو این نیست که نسبت به آنها نگاه تبعیض آمیزی داشته باشی. تو حق نداری زمانی که به تو «بله» می گویند سر پست و مقامشان باشند و وقتی هم که «نه» می گویند دمار از روزگارشان درآوری و از هستی ساقط شان کنی؟! حق نداری با جماعت برخورد بدی داشته باشی؟! من بعد از احراز مقام وزارت به نقاط و اماکن بسیار زیادی از کشور سفرکردم، بی عدالتی گریبانگیر تمامی مملکت شده است!! ما برای عدالت انقلاب کرده بودیم. ما به خاطر اسلام خون داده ایم. اسلام، عدالت در عمل باید پیاده شود نه در حرف! چرا که تفاوت حرف و عمل از زمین تا آسمان است. مسکن ارزان شده؟! تورم پایین آمده؟! آنگونه که می گفتند ما مسکن را ارزان می کنیم و تورم را کم می کنیم آیا اینگونه شد؟! چرا یک انسان باید دروغ بگوید و با ملت، صادق و راستگو نباشد؟ شعارهای دروغ نده، آن چیزی را که می توانی عمل کنی بگو و مطرح کن!!
کلیت قضیه این است که ما الان در وضعیتی هستیم که اگر عضو فلان دسته و گروه باشی در فلان جا هستی و اگر نباشی هیچ، و این از عدالت بدور است و ما موظف هستیم جناح بازی و چپ و راست بازی را کنار بگذاریم و مشکل مردم را حل کنیم و هر کس که مشکل مردم را حل کند من نوکری او را خواهم کرد. (صدای کف دست حضار).
شما گره مشکلات مردم جامعه را باز کنید، باقی قضایا حل می شود، برخی ها به جای حل مشکلات مردم، به فکر پرونده سازی هستند و مترصد فرصتی هستند تا با برخی ها تسویه حساب کنند. ای لا مذهب! برای جماعت پرونده سازی نمی کنند، مردم را ناامید نمی کنند، مردم مشکل دارند. چگونه تو از خدا انتظار داری که از باب رحمت با تو برخورد کند؟ پس تو هم با جماعت با رحمت و مهربانی رفتار کن.
انسان جایز الخطاست، مگر برای هر خطایی پرونده سازی می کنند، تو باید مأمن و پناهگاه مردم باشی یا پرونده ساز آنها؟! اگر ما بخواهیم در این مملکت بمانیم و زندگی کنیم در کنار قومیت ها و زبان ها و مذاهب و... باید تکیه گاه همدیگر باشیم، گره گشای هم باشیم. من به عنوان یک انسان در این جامعه تصمیم دارم حرفم را بگویم و از اسلام راستین و اصول آن دفاع کنم، هر کس که مشکلات را می داند و درک می کند اگر به پاخاسته و نگوید، خیانت کرده است. نفت را 150 دلار فروختیم، در زمان جنگ و نخست وزیری آقای موسوی نفت بشکه ای 8 تا 10 دلار بود و جنگ آنچنان اداره می شد، آیا مردم آن زمان در راحتی بودند یا الان؟! اگر درک می کنید و می دانید و به فکر آینده بچه ها هستید باید مردم را آگاه کنید تا به صحنه بیایند و به میرحسین موسوی رأی بدهند.