| |
|
|
»
| مهندس موسوي و ماراتون انتخابات/اسمعیل محمد زاده |
 تاریخ: 8 ارديبهشت 1388
مير حسين موسوي نخست وزير دوران جنگ هر چند دير و با ابهام پا به عرصه انتخابات گذاشت انتخاباتي كه از الان نا عادلانه و مسئله دار بودن آن معلوم مي باشد ( سال نو از بهارش پيداست ) آمده است تا بعد از انتخاب دغدغه هاي اساسي اين كشور را در مسايل اقتصادي سياسي و بين الملل و ديگر مسايل بر طرف كند كه كار اصلي بعد از انتخاب است اما بدون انتخاب هم كاري نمي تواند بكند ولي آيا مي تواند مورد تاييد عموم اين ملت باشد ؟ آيا مي تواند در عين تآييد عموم مردم مورد تآييد خواصي نيز باشد كه گرداننده انتخابات هستند و شايد مخالف ايشان ؟ آيا بعد از انتخاب مي تواند به شعارهاي خود از يك طرف و به خواستهاي عمومي مردم از طرف ديگر و به خواستهاي و سياستهاي از قبل تعيين شده سيستم از طرف ديگر عمل نمايد ؟ در اين مقال سعي بر اين است تا چالشهاي اساسي ايشان در اين راه سخت و ناهموار بررسي شود :
بحث اول قبل از انتخابات : مي دانيم آقاي موسوي و آقاي خاتمي دوستانه ديريني هستند كه خيلي از هوادارانشان نيز مشترك است و در ظاهر امر ماهها قبل چنين مي نمود كه هر دو بزرگوار با هم هماهنگيهاي لازمه را دارند و به قول آقاي خاتمي " يا من يا موسوي " و در اين صورت تكليف هواردارن نيز مشخص بود ولي اعلام كاندياتوري آقاي خاتمي سپس شروع به تبليغات ايشان و بعد از گذشت چند مدت و آمدن به ظاهر غير هماهنگ و ناگهاني موسوي و بعد از گذشت يك هفته كنار كشيدن آقاي خاتمي اولين ابهامات را در ذهن هواداران جا خوش كرد مثلا چرا بعد از شروع فعاليت آقاي خاتمي آمدند !؟ چرا همان موقع آقاي خاتمي و ايشان يك بيانيه مشترك در مورد ورود يكي و كنار كشيدن ديگري صادر ننمودند !؟ چرا آقاي خاتمي يك هفته بعد كنار كشيد !؟
بعد از مطرح شدن اين ابهامات مشكلات بعدي عارض شد با توجه به اينكه ستادهاي اصلي خاتمي تشكيل شده بود و اغلب اصلاح طلبان دور ايشان جمع شده بودند و موسوي ناگهاني وارد شده سريع به راه اندازي ستادهاي خويش پرداخت و خاتمي نيز بعد از تشكيل ستادها كنار كشيد و اين باعث شد احزاب و گروهاي پيشرو و فعال اصلاحات پا در هوا ماندند احزابي كه در صورت نبود خاتمي خود به خود دعوت كنندگان اصلي موسوي بودند و در سراسر كشور هماهنگي ستادهاي موسوي با احزاب با مشكلات زيادي روبرو شد و هنوز نيز به طور كامل حل نشده است همه اين چالشها باعث اتلاف وقت ريزش نيرو و تضعيف در مقابل رقيب مي باشد كه سخنرانيهاي آقاي موسوي و بيانيه و بحثهاي آقاي خاتمي تا حدودي ابهامات را حل نموده است ولي در مورد ستادهاي هر چند ديداري چند باره موسوي با احزاب طرفداري رسمي و جدي احزاب را در پي داشته ولي برخي افكار غير اصلاحي برخي نيروهاي ستادها هنوز عرصه را چنان باز ننموده اند كه احزاب با جايگاه حزبي و با تمام توان در اين ستادها فعاليتهاي خويش را آغاز نمايند شايد اين ناشي از اين ديدگاه باشد كه وضعيت رأي موسوي خيلي بالاست و رقيب قابل قبولي پيش رو ندارد ولي بر عكس اين بار اصلاحات با رقيبي طرف است كه علاوه بر رقابت فكري از طريق انحصار رسانه اي و مطبوعاتي و با پشتوانه بودجه عمومي با سفرهاي استاني بي نتيجه و نيز با كمك نهادهاي اساسي تآثير گذار و با در دست داشتن مديريت اجراي انتخابات و حمايت مديريت نظارتي انتخابات چنان سر سختانه به مبارزه خواهند پرداخت كه موسوي بايد علاوه بر جمع كردن همه ياران و اعوان و حاميان بايد كساني را كه سالها از انتخابات قهر بوده اند و مهر انتخابات بر شناسنامه آنها نخورده را با رضايت بر سر صندوقها بكشاند كه مشاركت كمتر برابر خواهد بود با رأي كمتر به موسوي ، بنابراين بايد آقاي موسوي و يارانش در ستادها با ظرافت كامل با احزاب پيشرو كه تنها نهادهاي غير دولتي تأثير گذار در انتخابات و سازمان يافته هستند كنار بيايند و با برنامه ريزي براي توده مردم علي الخصوص در مورد قوميتهاي مقهور و توده مقهور اين رقابت ناعادلانه را با قدرت از رقيب ببرند .
بحث دوم حين انتخابات : انتخابات در كشور ما با مشاركت سه گروه صورت مي گرد كه ذاتا گروه اول يعني شوراي نگهبان از اغاز كار نه با دوم خرداد نه با هركسي كه تفكرات اصلاحي داشته موافق نبوده است و هر از گاهي هم كه فرصتهاي براي اين گروهها پيش آمده به قول خودشان بي توجهي كرده اند و نبايد تكرار كنند . گروه دوم هيأت اجرايي كه همان دولت و وزارت كشور مي باشد كه كل سسيتم در خدمت فرد خاص مي باشد به طوري كه حتي نمي توان گفت در خدمت گروه خاص . گروه سوم هيأت بازرسي كه عموما هماهنگ با هيأت اجراي مي باشد و تأثير آنچناني در انتخابات نداشته و بيشتر مي خواهد به انتخابات ظاهر مشروع تري بدهد ولي فوق هر دو گروه قبلي گروه اولي يعني شوراي نگهبان با تفسير استصوابي بودن نظارت خود در تأييد كانديداها و يا رد انتخابات هر آنچه كه به نظرخودشان مصلحت نمي دانند انجام مي دهند در اين گير و دار كانديداي دوم خردادي يا اصلاح طلب از پشتيباني هيچ كدام از اين گروهها برخوردار نيست و چون نظارت نيز در قبل از انتخابات در حين تبليغات و هم حين انتخابات ساري و جاري است عرصه تبليغات تا حدودي براي آقاي موسوي تنگ خواهد شد چرا كه رسانه ظاهرا ملي فقط اختصاص به آقاي احمدي نزاد دارد مطبوعات اصلاح طلب كه در عرصه نيستند و متمايل به اصلاح طلبان نيز هنوز شروع نشده تذكرات لازمه را از وزارت محترم ارشاد دريافت كرده اند پس بايد دوباره انتقال پيام سينه به سينه مثل دوران قبل از تاريخ در تبليغات اقاي موسوي رشد پيدا كند .
موضوع ديگري كه در حين انتخابات مطرح مي شود تقلب در انتخابات مي باشد كه اميد آن داريم كه دولت عدالت محور در حين اجراي انتخابات چنين جسارتي نكند چرا كه نظام جمهوري اسلامي مختص به گروه خاصي نمي باشد و هيچ وقت نظام جمهوري اسلامي گروههاي خاصي را نيز از بهره بردن از حقوق شهروندي خويش محروم نكرده است چرا كه اين هم با اسلاميت نظام و هم با جمهورت نظام منافات دارد ولي دست بردن در آراء مردم به هيچچ وجه دور از ذهن نيست. بنابراين موسوي و تمامي اصلاح طلبان بايد چنان رأيي را در صندوقها به اسم خود ثبت كنند كه كسي اصلا به ذهنش خطور نكنه كه به اراء مردم دست ببرند.
بحث سوم بعد از انتخابات ( البته اگر آقاي موسوي پيروز انتخابات باشد ) : انتخاب شدن توسط نظر و رأي مردم چيزي است كه هم نشانگر اينست كه مردم قدرت خويش را براي اداره بهتر و مناسب تر اجتماع خويش و در نتيجه برقراري امنيت از هر نظر و رفاه هر چه بيشتر در زندگي و رشد و تعالي جمعي و فردي به شخص يا گروه خاصي با مشروعيت لازمه واگذار مي كنند و هم اين كه در مقابل واگذاري اين قدرت مسؤوليت هاي لازمه را نيز از اين گروه يا فرد خواهان هستند مسؤوليت هاي كه در جوامع جهان سومي عموما از اين واگذاري قدرت فقط از قسمت مشروعيت قدرت بهره مي گيرند و اغلب نه دوست دارند مردم از مسؤوليتي كه به آنها واگذار كرده اند بحثي بكنند و نه خود اين گروه يا فرد در مقابل اين مسؤوليتش احساس پاسخگويي بكند ولي اگر واقعا ميخواهيم رابطه دولت و ملت و ملت و دولت را بهينه كنيم و هر چه مي گذرد اين رابطه را حسنه نماييم بايد در مقابل هر مسؤوليتي كه از مردم مي گيريم پاسخگو باشيم چرا كه رابطه حسنه بين ملت و دولت بر اساس اصل اعتماد دو جانبه لازمه تداوم هر نظام و سيستم حكومتي مردم سالار مي باشد سؤال اينجاست كه آيا آقاي موسوي مي تواند اين اعتماد را در طرفين ايجاد كند در اين راستا آقاي موسوي چالشهاي زيادي پيش رو دارد در داخل رايج شدن فرهنگ .... پروري كه هميشه گروهي مردم چشم به گنجي دوخته اند كه بايد ماه به ماه از آن بهره ببرند و با اندك دريافتي زندگي فلاكت بار خويش را ادامه بدهند و شيوع سريع اين فرهنگ ، دوم فلج شدن اقتصاد داخلي با طرحهاي اجرايي دولت محترم نهم و تورم خيلي بالاي كه به اذعان خودشان در تورم در صدرنه منطقه نه آسيا بلكه جهان قرار داريم پايين آمدن قدرت خريد در سطوح مختلف جامعه به حدي كه مي توان درصد خيلي بالاي از مردم خويش را با حساب بانك مركزي جزء توده زير خط فقر به حساب آورد و از همه مهمترمسايل سياسي و فرهنگي داخلي مي باشد كه انزواي اجباري گروههاي كثير نخبه كشور از محور هاي تأثير گذاري فرهنگي و سياسي و يا خروج اجباري خيلي از آنها و يا محبوس شدن خيلي از آنها فضاي نامناسب و بي اعتمادي خاصي را در جامعه حاكم كرده و بسياري از مديران ارشد و مياني برجسته كشور از صحنه سياسي و فرهنگي جامعه خارج شده اند و جذب آنها با اين بي اعتمادي كاري شاق خواهد بود .
چند زباني بودن كشور بزرگ اسلامي كه بايد پتانسيل مضاعفي براي نظام مي شد به علت برخوردهاي ناشايست برخي از مسؤولين سياسي و فرهنگي كشور رو به راهي گذاشته كه در حال تبديل به تهديدي شكننده مي شود.در اينحال مهندس موسوي آيا مي تواند با اجراي اصول تعطيل شده قانون اساسي رضايت توده عظيم ترك زبانان و كرد زبانان و عرب زبانان ابن وطن اسلامي را كه سالهاي سال در دوران انقلاب و جنگ تحميلي با رشادت ها و تقديم جان و اموالشان پايبند نظام اسلامي بودند دوباره بدست آورد و برابري قوميت ها را براي جهانيان ثابت نمايد ؟
و موارد بسيار ديگري از جمله خالي شدن ذخيره ارزي و نبود پشتوانه لازم براي روزهاي سختي كه با تشديد تحريمها نيز سخت تر مي شود و يا در مسايل علمي و فرهنگي اساتيد بزرگواري كه هر كدام به دلايل نادرستي حذف شده اند روزنامه ها و نشرياتي كه حذف شده اند و از همه مهمتر تك صدايي بودن صدا و سيما آن هم در عصري اينچنين كه انفجار اطلاعات نام گرفته كار مهندس بزرگوار را بعد از انتخاب دو چندان سخت مي كند .
در مسايل بين المللي هزاران مورد تهديدات و فرصتهاي هستند كه فرصتها يا از دست رفته و يا در حال از دست رفتن است چون تعامل با همسايگان و هم كيشان و نيز جايگاه والاي كه در بين كشورهاي اسلامي داشتيم به حد پاييني تنزل كرده و نيز روابط خارجه اي كه از كشورهاي پيشرفته و صاحب جايگاه به كشورهاي جنوبي كه حتي در هيچ يك از تصميمات جهاني حق رأي خودشان نيز دست خودشان نيست تنزل يافته است و تهديداتي كه هر روز با دخالت آمريكا و نيز لابي صهيونيستي شديد تر مي شود و و هر روز بر متفقين آمريكا در اين موضوعات افزوده مي شود و از حاميان ما كاسته مي شود و مسايل كلان ديگري كه نه ما از آنها اطلاعات كافي داريم و نه اينجا مجال بحث از آنها هست .
در آخر بايد گفت اگر با بينشي آگاهانه به بررسي برنامه ها و گفتمان آقاي مهندس موسوي بپردازيم خواهيم ديد كه او خيلي از اين مسايل را با ديدي موشكافانه بررسي نموده و بعد احساس وظيفه كرده و در انتخابات حاضر شده از صحبتهاي ايشان چنين بر مي آيد كه بر اجراي اصول تعطيل شده قانون تأكيد دارند و دغدغه كسري بودجه ارزي و عدم وصول در آمدهاي ارزي در صندوق ارزي در اكثر بحثهايشان پيداست و با رد طرحهاي ... پرورانه مشخص مي شود كه برنامه هاي اقتصادي اجراي دولت نهم را با چالشهاي اساسي مواجه مي داند و تك صدايي رسانه ملي را احساس نموده و تلويزيون شخصي را پيشنهاد مي نمايد و خود با راه اندازي روزنامه آزادي مطبوعات را لازم ميدانند با پيش پا نهادن در ارتباط با احزاب بزرگ و پيشرو كشور از جمله مشاركت و مجاهدين انقلاب و روحانيون مبارز و نيز ضمنهاي بحثهاي لازمه د راين خصوص لازمه پيشبرد مديريت كشور را گسترش حزاب و نهادهاي مردمي مي داند و در سياست خارجي با حفط عزت ملي و كرامت ملي حركتهاي نا بخردانه مسؤولين محترم را باعث برخوردهاي ناشايست و توهين به رياست جمهور وطن و در نتيجه به ردم و ملت عزيز اين وطن را كاملا محكوم مي داند و مسايل ديگري كه هر كس بايد خويشتن با پيگيري بحثها و برنامه هاي ايشان به بررسي ديدگاههاي وي بپردازد .
اما با همه اينها پيروزي در اين عرصه به قول سيد بزرگوار خيلي سخت و شيرين خواهد شد و دوست دارم اينجا دغدغه سيد بزرگوار آقاي خاتمي را بايد ياد آور باشم كه نگذاريد خرداد 84 ديگري در اين كشور تكرار شود سيد براي پرهيز از آن با قطعي دانستن پيروزي خويش كنار كشيد بايد اصلاح طلبان نيز كه پيروان اين عزيز مي باشند در خصوص وحدت و يكپارچگي در رأي يا با يكي شدن كانديدا يا با تشخيص رأي به اصلاح طلب پر رأي گامهاي اساسي بر دارند در اين خصوص اقاي موسوي و ستاد انتخاباتي نبايد از دعوت هيچ حزب وگروه اصلاح طلب و كنار اومدن با آنها استفاده از ارتباطات آقاي خاتمي با احزاب و جايگاه آقاي هاشمي در بين بعضي از احزاب در اين خصوص فرو گذاري كنند به اميد روزي كه اصلاحات به يك رويه در رفتارهاي مديريت حكومتي و رندگي شخصي و اجتماعي تك تك ما تبديل شود .
اسمعيل محمدزاده
مطالب مشابه:
رهايي از نياز و فقر و آزادي از ترسمهندس موسوي و ماراتون انتخابات/اسمعیل مح ...دفاع دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در ک ...محمد رضا خاتمي در مراسم افتتاح ستاد اصلاح ...هشدار قائم مقام جبهه مشاركت درباره دخالت ...
|
| |
| #1 توسط: hamed bagernejad |
تاریخ: 17/03/1388 - 18:17
گروه: ميهمان تاریخ عضویت: -- |
یاشاسین اذربایجان
yashasin azarbaijan |
نویسنده ی 0 مطلب و 0 نظر |
پاسخ |
|
| |
|
|
|
|